من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندی,
من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندی,
مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی....
مهر دستان تو دنبال دعایی می گشت,
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی....
ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی,
از همین نغمه تاریک مرا ترساندی....
برلبت نام خدا بود – خدا شاهد ماست,
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی....
دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت,
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی....
قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود,
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی....
جمع کن رشته ایمان دلم پاره شدست,
من که تسبیح نبودم ، تو چرا چرخاندی؟
مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی....
مهر دستان تو دنبال دعایی می گشت,
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی....
ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی,
از همین نغمه تاریک مرا ترساندی....
برلبت نام خدا بود – خدا شاهد ماست,
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی....
دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت,
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی....
قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود,
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی....
جمع کن رشته ایمان دلم پاره شدست,
من که تسبیح نبودم ، تو چرا چرخاندی؟
- ۲.۷k
- ۱۵ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط