من که تسبیح نبودم تو چرا چرخاندی؟
من که تسبیح نبودم تو چرا چرخاندی؟
مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی
مهر دستان تو دنبال دعایی میگشت
بارها دور زدی و تو مرا گرداندی
ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی
از همین نغمه تاریک مرا ترساندی
بر لبت نام خدا بود و خدا شاهد ما
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی
دست ویران گر تو، عادت چرخیدن داشت،
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی،
قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود.
من که تسبیح نبودم، تو چرا چرخاندی؟؟
مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی
مهر دستان تو دنبال دعایی میگشت
بارها دور زدی و تو مرا گرداندی
ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی
از همین نغمه تاریک مرا ترساندی
بر لبت نام خدا بود و خدا شاهد ما
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی
دست ویران گر تو، عادت چرخیدن داشت،
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی،
قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود.
من که تسبیح نبودم، تو چرا چرخاندی؟؟
- ۵۷۱
- ۲۱ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط