نگهبان پارت اخر

نگهبان ( پارت اخر)
* ویو کوک *
کوک : ا/ت....
ا/ت : پشت سرمه؟!
کوک : ببین...آروم بیا طرفم!
ا/ت: ( بغض ) کوک من میترسم!
کوک : هی...نترس من پیشتم...! فقط بیا پیشم!
ا/ت : ( آب دهنشو قورت داد‌)
آروم اومد طرفم و دوتایی فرار کردیم...و اون روحه یهو غیبش زد.
داشتم میدویدم که ا/ت رو ندیدم!!!!!!!
کوک : لعنتییییی....ا/تتتتت...!!! کجایی؟!!!!؟
خیلی خیلی نگران شدم تمام راهی زو که دویدم رو برگشتم و همه جارو دیدم...تا اتاقی رسیدم یه صدای ا/ت ازش میومد...سریع رفتم تو اتاق و با اون روح مواجه شدم...!!!!
کوک : ( گریه ) ا/ت...دوست دارم!
روح....روحم رو از جسمم کشید بیرون و من افتادم زمین.
* ویو ا/ت *
من همه جارو گشتم ولی کوک رو پیدا نکردم...یه اتاق دیدم یه پای کوک ازش مشخص بود سریع رفتم سمتش و کوک بیهوش بود!!!!!
ا/ت : ( جیغ ) کوک....!!!!!! نهههههه‌...( گریه شدید ) تروخدا ترکم نکن!!!! خواهش می کنم!
پشت یرم رو دیدم و با اون روح رو به رو شدم!‌
ا/ت : ( نفس عمیق )
خلاصه اون روح...کوک و ا/ت رو کشت.....ولی ا/ت داستانه ما...نتونست انگشتر رو پیدا کنه...ولی آیا...اون کسی که ا/ت رو راهنمایی می‌کرد میتونه ا/ت و کوک رو زنده کنه؟ من که نمیدونم!


پایان☆
امیدورام لذت برده باشید! 🗿🚬
دیدگاه ها (۸۰)

سناریو : وقتی عضو هشتمی و تو اسکویید گیم نقش سه بیوک رو بازی...

سناریو : وقتی با کای اهنگ ساختی و باهاش کنسرت داری نامجون : ...

اسلاید ها عکس خونه

نگهبان ( پارت نوزدهم ) * ویو ا/ت * داشتیم میدویدیم که یهو زی...

هرزه ی حکومتی پارت ۵ بیدار شدم...تو اتاق بودم رفتم سمت در دس...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

فیک مافیای سیاه من part 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط