.
.
يک روز
ميان چرخش بى حواس زمان
مرا در آغوش مى کشى،
و تاريخ،مات و مبهوت
از پا مى افتد
روبه روى دست هاى چفت شده مان؛
يک روز
جايى ميان بازوان تو
انقراض شانه هاى بى تکيه فرا مى رسد
و همه مى بينند
چگونه يک بوسه ى ما
نسل هاى بعد را
عاشق تر مى کند...!
پريسا صالحى
يک روز
ميان چرخش بى حواس زمان
مرا در آغوش مى کشى،
و تاريخ،مات و مبهوت
از پا مى افتد
روبه روى دست هاى چفت شده مان؛
يک روز
جايى ميان بازوان تو
انقراض شانه هاى بى تکيه فرا مى رسد
و همه مى بينند
چگونه يک بوسه ى ما
نسل هاى بعد را
عاشق تر مى کند...!
پريسا صالحى
- ۲.۷k
- ۱۹ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط