مافیای من

پارت ۲۲
رفتم دنبال ا.ت داشت میرفت صداش زدم
. ا.تتت
. ا.تتت صبر کن تورو خدا
_دست از سرم بردارین (با گریه
. خواهش میکنم بیا
رفتم بدو بدو سمت ا.ت از دستش گرفتم تو راه کلی حرف زدیم اونم باهام درد و دل کرد رفتیم خونه رفتم تو اتاق رئیس درو زدم که رئیس گفت بیا تو ۲ تایی باهم رفته بودیم ا.ت هم داشت گریه میکرد که با صدای رئیس به خودم
+تو برو
. چشم
ویو ا.ت
یونجون اومد جلو منم حال نداشتم انقدر گریه کرده بودم سرم درد میکرد از اینورم خوابم میومد
+ ا.ت بهم نگاه کن
_بهش نگاه کردم اشکامو پاک کرد بعد گفت
+دیگه گریه نکن اوکی
+نشنیدم
_ب.ب.اشه رئیس
+افرین
ویو ا.ت
تو فکر بودم که یونجون سرمو بوسید بعد بغلم کرد هنوز به خودم نیومده بودم ۲ روز میشع نخوابیده بودم بیدار مونده بودم فکر زیاد نمیذاشت بخوابم الان وقتی که تو بغلش بودم حس خوبی بهم دست میداد
_رئیس
+هوم
_میتونم برم
+چرا
_خوابم میاد
+اینجا بخواب
_اخه
+دراز بکش من خیلی کار دارم
_ باشه رئیس اصلا حواسم به دستش نبود دستش چی شده کلا خونی شده بود نگرانش شدم دستشو گرفتم
_رئیس
+چیزی نیست خوب میشه
_نه باند داری
+اره تو کمده
_باشه
رفتم سمت کمد چند تا باند برداشتم به رئیس گفتم که رو تخت بشینه دستشو باند پیچی کردم نگاه های سنگینی حس میکردم خیلی بد داشت نگام میکرد از اینورم خمار بود
+بیا بخواب
_اخه
+هیش بخواب
رفتم دراز کشیدم رو تخت که یونجون اومد رو به روم دراز کشید روم پتو کشید تا بخوابم داشت موهامو ناز میکرد دیگه کم کم خوابم برد
ویو یونجون
فک کنم خوابش برده برم به کارام برسم
دیدگاه ها (۶)

مافیای من

مافیای من

مافیای من

مافیای من

love Between the Tides²⁹م: تو خونه ی ما براش نامه نوشته بودی...

فیک مافیای سیاه من part 3

Part:1ویو ا/ت:ساعت :6:00از خواب بیدار شدم به ساعت نگاه کردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط