دو چشم شور کسی را به آسمان زده اند
دو چشم شور کسی را به آسمان زده اند
ببند پنجره ها را ! که چشممان زده اند
نگو برای پریدن هنوز فرصت هست
که میله های ضخیمی به کهکشان زده اند
شکسته بال وپر تو... ولی نمی دانم
چگونه بال نگاه تو را نشان زده اند
هنوز بال وپری هست،ای پرنده ی من!
اگرچه سنگ به این بال ناتوان زده اند
ازآن زمان که تو رفتی...تمام مردم شهر
چه تهمتی به تو ای خوب مهربان زده اند
قبول نیست...شبیهت کسی نمی آید
ببین به من چه دروغی،از آن زمان زده اند
ببند پنجره ها را ! که چشممان زده اند
نگو برای پریدن هنوز فرصت هست
که میله های ضخیمی به کهکشان زده اند
شکسته بال وپر تو... ولی نمی دانم
چگونه بال نگاه تو را نشان زده اند
هنوز بال وپری هست،ای پرنده ی من!
اگرچه سنگ به این بال ناتوان زده اند
ازآن زمان که تو رفتی...تمام مردم شهر
چه تهمتی به تو ای خوب مهربان زده اند
قبول نیست...شبیهت کسی نمی آید
ببین به من چه دروغی،از آن زمان زده اند
- ۱.۶k
- ۰۷ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۷۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط