{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردي با اسلحه وارد يك بانك شد و تقاضاي پول كرد وقتي پولها

مردي با اسلحه وارد يك بانك شد و تقاضاي پول كرد وقتي پولهارا دريافت كرد رو به يكي از مشتريان بانك كرد و پرسيد: آيا شما ديديد كه من از اين بانك دزدي كنم؟
مرد پاسخ داد: بله قربان من ديدم سپس دزد اسلحه را به سمت شقيقه مرد گرفت و اورا در جا كشت او مجددا رو به زوجي كرد كه نزديك او ايستاده بودند و از آنها پرسيد آيا شما ديديد كه من از اين بانك دزدي كنم؟
مرد پاسخ داد : نه قربان. من نديدم اما همسرم ديد!!
دیدگاه ها (۱۶)

فرق آدرس دادن پسرا و دخترا... آدرس دادن پسرا: ذكر دقيق نام خ...

دختر ماشين شناس چند روز پيش براي عوض كردن روغن ماشينم به مكا...

wallpaper

wallpaper

پوستر تغییر کرد

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p16همون لحظه...در دنیای خون‌آشام‌ها...جیم...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁸وای خدای من.از جذا...

P : 5

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط