از ک جایی به بعد تازه فهیدم که زندگی دیگر عاشقانه نیست

🌸
از يک جایی به بعد تازه فهیدم که زندگی دیگر عاشقانه نیست...

شیرین و لیلی زندگی را ول کردند و هر شب پارتی می کنند...

فرهاد نگران فردا و مجنون دنبال اجاره خانه...

تخت خواب ، میز اتو شده و تلویزیون ، تجاوز به يک نسل را نشان می دهد...

شاید ما با ایران تصادف کرده ایم که هر روز باید دیه اش را بدهیم...

دست هایمان مثل کانگورو کوتاه شده و فقط می توانی عشق را نگاه کنی...

يك عاشقانه ی ساده را امروز به نرخ دلار حساب می کنند و جواب کار های خوبت را فردا با ریال به تو می مالند...

من می گویم درست می شود و نارنجی
می رقصم، من از گذشته ای می آیم که فانتزی نبوده ، غریبه که نیستی من يک مُشت ایراد بوده ام که هر روز برای تغییر تلاش کرده ام...

تلاش کردم برای فردایی که حال خوبش انتخاب خودم باشد و قسمت هميشه يک قدم عقب تر از من...

تو هم تغییر کن و یاد بگیر که شکست هر چقدر تلخ تر باشد پیروزی را شیرین تر
می کند...
دیدگاه ها (۱۹)

🌸خواب می‌بینم روی مبل خوابم برده.یه دریاچه بزرگ درست شده بغل...

🌸ما مردها از دلبران زیبای بوسه‌خواه بسیار حرف می‌زنیم... از...

🌸با روياهامان چه می‌کنيد! ما رويا می‌بينيم و شما دروغ می‌گوي...

🌸خوبم ، نه که الکی بگم نه ، خوبم دیگه راس راسی... یعنی صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط