پارت
پارت ۱۳
با ذوق قرص رو بر میداره و از طریق چوب سقف بالای سر جین میره و با دیدن لیوان آب جین یه قرص رو از فویل در میاره و با نشانه گیری دقیق اون رو توی لیوان میندازه همراه افتادن جین بیدار میشه به اطراف نگاهی میکنه و خم میشه آب رو بر میداره و سر میکشه دختر خوشحال از موفق بودن توی کارش به سمت اتاق کوک بر میگرده
نامجون*
با چشم غره به سه تا از پسرام نگاه میکنم. همشون با صورت های کبود سرشون رو پایین انداخته بودن نفس عمیقی میکشم و به دوربین که حوادث رو ضبط کرده نگاه می کنم یکی از اون پسرا میاد به کوک ضربه بزنه که تهیونگ بلند میشه و مشتی نسارش میکنه و با این حرکتش جیمینم شروع به زدن میکنه و کوکی هم به کمک داداشاش میاد نگاه تاسف باری به مدیر مدرسه میکنم
+میدونید انتظار نداشتم همچین بچه های شلوغی داشته باشید
تهیونگ با اعتراضی سرش رو بالا میاره
_ اما اول اونا ۰۰۰
حرفش رو قطع میکنم و چشم غره ای به هر سه تاشون میرم اروم بلد میشم و تعظیم کوتاهی میکنم
_من معذرت میخوام اما هر تنبیه که لازمع رو انجام بدید
هر سه تاشون بهم نگاه میکنن مدیر لبخندی میزنه و با دوباره تعظیم کردن از دفتر خارج میشم با خستگی سوار ماشین میشم که گوشیم زنگ میخوره اروم برمیدارم و با خستگی جواب میدم
_ جانم عزی ...
_ کیم نامجون تا ده دقیقه دیگه خونه نباشی کلت و قطع می کنم
تماس قطع میشه به صدای عصبانی جین خنده ای میکنم همیشه بعدش بد اخلاق میشه نگاهی به ساعت میکنم اخرای مدرسه بود اما به خاطر تنبیه بهتره از طرف منم تنبیه بشن گوشیم و بر میدارم و بعد از پیام دادن به تهیونگ راه میفتم سمت خونه تا ناز یه اقا خوشکل عزیز رو بکشم
...........
با خوردن زنگ آخر سه تا پسر با خستگی تمام از مدرسه خارج شدن به خاطر تنبیه مجبور شده بودن کل مدرسه رو جارو بکشن کوکی داشت گردنش رو میمالوند که با جیغ تهیونگ روبرو میشہ جیمین نگاهی به برادرش میکنه
_ چته؟
با ذوق قرص رو بر میداره و از طریق چوب سقف بالای سر جین میره و با دیدن لیوان آب جین یه قرص رو از فویل در میاره و با نشانه گیری دقیق اون رو توی لیوان میندازه همراه افتادن جین بیدار میشه به اطراف نگاهی میکنه و خم میشه آب رو بر میداره و سر میکشه دختر خوشحال از موفق بودن توی کارش به سمت اتاق کوک بر میگرده
نامجون*
با چشم غره به سه تا از پسرام نگاه میکنم. همشون با صورت های کبود سرشون رو پایین انداخته بودن نفس عمیقی میکشم و به دوربین که حوادث رو ضبط کرده نگاه می کنم یکی از اون پسرا میاد به کوک ضربه بزنه که تهیونگ بلند میشه و مشتی نسارش میکنه و با این حرکتش جیمینم شروع به زدن میکنه و کوکی هم به کمک داداشاش میاد نگاه تاسف باری به مدیر مدرسه میکنم
+میدونید انتظار نداشتم همچین بچه های شلوغی داشته باشید
تهیونگ با اعتراضی سرش رو بالا میاره
_ اما اول اونا ۰۰۰
حرفش رو قطع میکنم و چشم غره ای به هر سه تاشون میرم اروم بلد میشم و تعظیم کوتاهی میکنم
_من معذرت میخوام اما هر تنبیه که لازمع رو انجام بدید
هر سه تاشون بهم نگاه میکنن مدیر لبخندی میزنه و با دوباره تعظیم کردن از دفتر خارج میشم با خستگی سوار ماشین میشم که گوشیم زنگ میخوره اروم برمیدارم و با خستگی جواب میدم
_ جانم عزی ...
_ کیم نامجون تا ده دقیقه دیگه خونه نباشی کلت و قطع می کنم
تماس قطع میشه به صدای عصبانی جین خنده ای میکنم همیشه بعدش بد اخلاق میشه نگاهی به ساعت میکنم اخرای مدرسه بود اما به خاطر تنبیه بهتره از طرف منم تنبیه بشن گوشیم و بر میدارم و بعد از پیام دادن به تهیونگ راه میفتم سمت خونه تا ناز یه اقا خوشکل عزیز رو بکشم
...........
با خوردن زنگ آخر سه تا پسر با خستگی تمام از مدرسه خارج شدن به خاطر تنبیه مجبور شده بودن کل مدرسه رو جارو بکشن کوکی داشت گردنش رو میمالوند که با جیغ تهیونگ روبرو میشہ جیمین نگاهی به برادرش میکنه
_ چته؟
- ۳.۶k
- ۰۶ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط