پارت

پارت ۱۴

_بابا نامجون ... نوشته برای تنبیه پیاده بریم خونه...
_ چییییی؟
اینبار جیمین بود که جیغ میکشه کوک نگاهی به داداشاش میکنه و نفس کلافه ای میکشه
_ خب ... خونه کدوم سمتیه ؟
دو تا داداش بزرگتر بهم نگاه میکنن و نفس کلافه ای میکشن و شروع به راه رفتن میکنن در حالی که حرف میزنن تو راه کوک که لحظه شماری میکنه برای رفتن به خونه مغازه ای میبینه و وایمیسته مغازه پر از وسایله که کوچولو بود با هیجان و بدون اینکه متوجه بشه داداشاش دارن میرن وارد مغازه میشه... اونجا پر از دختر بود نگاهی به فروشنده می کنه و بعد بدون توجه بهش توی فروشگاه قدم میزنه که یه ست فنجان و چایی میبینه با ذوق سمتش میره و برش میداره یه ست کامل با دیدن اینکه چنگال داره بیشتر ذوق میکنه و بدون فکری سمت صندوق میره و کار تخش و بر میداره و پرداخت میکنه که دقیقا همون لحظه تهیونگ با نگرانی وارد فروشگاه میشه و کوک رو تو بغلش میگیره
_پسر بد برای چی از ما فاصله میگیری؟ میدونی وقتی ندیدمت چقدر نگران شدم؟
جیمین نگاهی به وسیله تو دست کوک میکنه و اخمی روی صورتش میشینه
_ اون چیه؟
تهیونگ هم نگاهی به دستش میکنه طوری که با ذوق اون جعبه رو گرفته بود
_چیزای کوچولو قشنگن نه؟
تهیونگ اخمی میکنه
_ از کی تا حالا علاقہ پیدا کردی به جمع کردن اینجور چیزا ؟
_ از امروز
جعبه رو جلوی چشم تهیونگ میکشه
_ نگا کن ..... ببین چقدر نازه
تهیونگ جیمین باهم شروع به خندیدن میکنن و با بغل گرفتن داداششون سمت خونه میرن ...
یونگی *
با پارک کردن ماشین همراه جیهوپ از ماشین خارج میشیم و وارد خونه میشم و ... همه جا بهم ریخته بود با ترس اینکه اتفاقی برای بابا جین افتاده کیفم رو میندازم و با عجله پله ها رو میرم بالا سمت آخرین اتاق میرم و بازش میکنم که پاپا جین رو بغل بابا نامجون با موهای شلخته میبینم با ترس نفس نفس میزنم
_اینجا چخبره؟
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۵_هیس پسرم نامجون با خستگی سرش رو بالا میاره و بخندی م...

ببینین کی اومدههههه خوبه حالتون قشنگای من؟ پارت ۱۶لیا تمام م...

پارت ۱۳با ذوق قرص رو بر میداره و از طریق چوب سقف بالای سر جی...

پارت ۱۲_ حرومزاده ولش کنین ببینم سرم رو بالا میگیرم و میبینم...

هنرمند کوچولوی من

فیک جدید گیلیلیلی خودم خیلی دوسش دارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط