دستانت را می‌گشایی،

دستانت را می‌گشایی،
گره تاریکی می‌گشاید
لبخند می‌زنی، رشته‌ی رمز می‌لرزد
می‌نگری، رساییِ چهره‌ات حیران می‌کند
بیا با جاده‌ی پیوستگی برویم

#سهراب_سپهری

🌱🦋
دیدگاه ها (۰)

🧕مادرِ مهدیه و امین احمدزاده…😭 چه کسی می‌داند در سکوتِ خانه‌...

𓆩 پارت ۴۳ 𓆪 🖤🥀معشوقه‌ی مخفیات با نگرانی به جیمین نگاه کرد.ات...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

مافیای من — قسمت ۲۱اسمِ مادرات چند ثانیه فقط به جونگکوک نگاه...

مافیای من — قسمت ۱۸چیزی بیشتر از یک رازمرد روبه‌روی جونگکوک ...

پارت سیزدهم: انتخابِ سیاهآسانسورِ برج با صدای ناهنجاری تا طب...

#سناریو #سناریو_بی_تی_اس ری اکشن بی تی اس وقتی دستشون زخم عم...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

&چندپارتی&وقتی:``یه‌ ویروسی‌ شروع میشه‌و‌ شما با همدیگه....`...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط