{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دلخوری به " خدا " گفتم

با دلخوری به " خدا " گفتم
درب آرزوهایم را قفل کردی
کلید هم را هم پیش خودت نگه داشتی
لبخندی زد و جواب داد
همه عشقم این است
که به هوای این کلید هم شده
گاهی به من سرمی زنی
دیدگاه ها (۲۸)

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۷جونگکوک دستش را از روی دستگیره ...

🤍✨🌙 همین که خدا همه چیز رو می‌دونه، کافیه... 🌙✨🤍گاهی لازم نی...

### 🗝️ پارت هفتم: لمسِ سرد خیانتسرمای کلید برنزی کف دستم حس ...

ازدواج اجباری...p⁶(end)موهاش رو گذاشتم پشت گوشش و گفتم:"این ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³²...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما چند ثانیه با ناباوری نگاهش کرد...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁸رو کرد سمت یونگی و گلوشو صاف کر...

𓆩 پــارت دهــم 𓆪 🖤🥀ساعت چهار صبح بود.عمارت قدیمی در میان مه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط