{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

افسوس که من و تو دور از هم پیر می شویم

افسوس که من و تو دور از هم پیر می شویم
و طعم شیرین تاب دادن نوه هایمان را هیچوقت نمی چشیم.
چقدر حیف که حساب موهای سپیدت را نمیتوانم نگه دارم
وچروک های دور چشمهایت ،
دور از چشم من عمیق میشوند.
چقدر دلم می خاست وقتی نمره عینکت را بالا میبردی وعصای تازه میخریدی ،
کنارت باشم.
آنوقت خودم دو نمره از چشمانم و کمی از قوت پاهایم را
دو دستی تقدیمت میکردم.
چقدر تلخ که اجبار از خواستن قوی تر است.
چه حیف......
اما من و تو،
دور از هم پیر میشویم.....
دیدگاه ها (۱۱)

باران که می بارد، انگارکسی، جایی دارد با انگشتانی لرزان تمام...

دوستی میگفت: وقتی دلت تنگِ کسی میشه؛ حاشیه نرو، قصیده نباف!ص...

باید فاصله در هر رابطه‌ای را خوب یاد بگیریم. اینطور نباشد که...

پند و نصیحتشما 3چهره دارید:اولین چهره را به عموم مردم نشان م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط