{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه خندیدن و شوگا هم روی شکمو بودن جیمین تاکید کرداز همو

همه خندیدن و شوگا هم روی شکمو بودن جیمین تاکید کرد:از همون بچگیش شکمو بود
همه میخندیدن و خاطرهاشونو زنده میکردن...یکم که گذشت غذا رو اوردن و شروع کردن غذا خوردن
............
شوگا:نمیخوای بری پدرتو ببینی؟اصلا حالش خوبه؟
کلودی:خیلی وقته ازش خبر ندارم
جیمین:مگه پدر کلودی چشه؟
کلودی:خب پارسال توی مرحله ی سوم بازی وقتی باید بهمدیگه تیر میزدن...تیر توی کلیه بابام برخورد کرد و انگار تاثیر زیادی روش گذاشت....خوشبختانه زنده موند اما یکی از کلیه هاشو که از دست داد یکم حالشو بد کرد و نتونست برنده ی مسابقه بشه
جیمین:واسه همین اوایل بازی شوگا بهت گفت حادثه پارسال پدرتو یادته
کلودی:اره خب
جیمین:خب بریم ایتالیا
کلودی:جانم؟
جیمین:بریم ایتالیا پدرتو ببینی
کلودی:همینقدر یهویی
شوگا:اره فکر خوبیه
جیمین:پس به بقیه هم بگم ها؟
شوگا:اره بگو....به چشم گرگیم هم خودم میگم ایتالیا رو دوست داره
جیمین:باشه
دیدگاه ها (۴)

اقا پارت بعد قراره یکم سوپرایزتون کنه...اره دیگه هیچی هم درب...

"بازی"🕶part:57کلودی:جدی میریم ایتالیا؟جیمین:اره خب...چرا؟کلو...

"بازی"🕶part:56🕶 شوگا:چشم گرگی من چی میخوای بخوری؟یونگهی:هرچی...

jimin vibe>>>>

My psychic love🤍🖤

for me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط