{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──
نـقــاب⁵⁰
جونگ‌کوک حتی پلک هم نزد،فقط خیلی کوتاه گفت:اسمو بگو
مرد با سکه‌ای که هنوز بین انگشت‌هاش بود بازی کرد و گفت:صبر کن..این خبر ارزون نیست
تهیونگ با بی‌حوصلگی گفت:سه ثانیه فرصت داری
مرد خندید و گفت:همین اخلاقاتونه که عاشقش شدم
بعد نگاهش دوباره روی من ثابت موند و گفت:البته..شاید الان دلیل دیگه‌ای هم برای سر زدن به دود سیاه داشته باشم
قبل از اینکه حرفش تموم بشه..
صدای کشیده شدن ضامن اسلحه توی خرابه پیچید.
جونگ‌کوک بدون هیچ تغییری توی حالت صورتش،لوله‌ی اسلحه رو روی پیشونی مرد گذاشت و گفت:آخرین باره اخطار می‌دم
لبخند مرد بالاخره کمرنگ شد.
چند ثانیه مستقیم توی چشم‌های جونگ‌کوک نگاه کرد.
بعد آروم دست‌هاش رو بالا آورد.
_باشه..باشه..
یه پک دیگه به سیگارش زد و گفت:اسمش رو نمی‌دونم..اما می‌دونم خائن،یکی از افراد رده‌بالاست
با شنیدن این جمله مرد،جونگ‌کوک و تهیونگ هر دو توی فکر فرو رفتن.
و مرد فقط نگاهشو بین اون دو میچرخوند.
دود سیگارشو داد بیرون،دوباره زیر لب خندید و گفت:دیدن این قیافه هاتون خیلی بامزه‌ست
همینطور که سیگار بین انگشت هاش بود به سقف خیره شد و گفت:اگه دیر بجنبید اون خائن کل باند رو میده به هوا و بعد..نصف سئول بوی خون میگیره
جونگ‌کوک بدون هیچ اخطاری مشت محکمی توی صورتش کوبید.
صدای برخوردش توی خرابه پیچید.
مرد چند قدم عقب رفت.
خون از گوشه‌ی لبش سرازیر شد..
اما..
باز هم می‌خندید.
با پشت دست خون رو پاک کرد و گفت:همین خشونتت رو دوست دارم،جناب سایه
جونگ‌کوک قدمی جلو رفت.
_کافیه بفهمم چیزی رو می‌دونی و بهم نمیگی،کاری میکنم هزار دفعه آرزو کنی بمیری
همین که حرفش تموم شد صدای چند موتورسیکلت از بیرون خرابه بلند شد.
مرد نیشخندی زد و گفت:ظاهراً محافظ‌هام رسیدن..
بعد سیگارشو انداخت زمین،با کفشش زیر پا لهش کرد و گفت:به امید دیدار،جناب سایه
با یه حرکت از پنجره‌ی شکسته‌ی خرابه بیرون رفت و بعد صدای موتور‌ها دور شد.
خرابه دوباره توی سکوت فرو رفت.
جونگ‌کوک چند لحظه به پنجره‌ی شکسته خیره موند.
بعد خیلی آروم گفت:تهیونگ..همه‌ی اعضای رده‌بالا رو از امشب زیر نظر بگیر،اگه اون حرومـ‌ ـی رو پیدا کنم..خودم می‌کشمش...

#فیک#رمان#جیمین#بی_تی_اس#نقاب#وی#تهیونگ#جونگکوک#شوگا#نامجون#جی_هوپ#جین#سناریو
دیدگاه ها (۲۹)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁵¹بعد خیلی آروم گفت:تهیونگ..همه‌ی اعضای...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁴⁹_به‌به..بالاخره گرگ‌های دود سیاه تشری...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁴⁸آروم چشم هامو باز کردم.نورِ کم‌ خورشی...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟕پارت ۱۷ | پشت آن ماسکصدای کشیده شدن گلنگدن اسل...

پارت ۱۰: رقصِ سایه‌ها(از دید: ات)صدایِ شلیک که توی فضا پیچید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط