چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی
چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی
چقدر هم تنها!
خیال میکنم دچار آن رگ پنهان رنگها هستی
دچار یعنی
عاشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشد
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست
نه وصل ممکن نیست
همیشه فاصلهای هست
اگرچه منحنی آب بالش خوبی است
برای خواب دلآویز و ترد نیلوفر
همیشه فاصلهای هست
دچار باید بود
وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد
و عشق سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست
و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصلههایی که غرق ابهامند
نه صدای فاصلههایی که مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ میشوند کدر
همیشه عاشق تنهاست
و دست عاشق در دست ترد ثانیههاست
و او و ثانیهها میروند آن طرف روز
و او و ثانیهها روی نور میخوابند
دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز
نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج میشود خاموش
نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شببوست
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمیرهاند
و فکر میکنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد.
سهراب سپهر
چقدر هم تنها!
خیال میکنم دچار آن رگ پنهان رنگها هستی
دچار یعنی
عاشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشد
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست
نه وصل ممکن نیست
همیشه فاصلهای هست
اگرچه منحنی آب بالش خوبی است
برای خواب دلآویز و ترد نیلوفر
همیشه فاصلهای هست
دچار باید بود
وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد
و عشق سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست
و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصلههایی که غرق ابهامند
نه صدای فاصلههایی که مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ میشوند کدر
همیشه عاشق تنهاست
و دست عاشق در دست ترد ثانیههاست
و او و ثانیهها میروند آن طرف روز
و او و ثانیهها روی نور میخوابند
دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز
نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج میشود خاموش
نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شببوست
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمیرهاند
و فکر میکنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد.
سهراب سپهر
- ۱.۱k
- ۱۵ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط