{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آغوشش ميکشى و محکم ميفشاريش به خودت...

در آغوشش ميکشى و محکم ميفشاريش به خودت...
زل ميزنى بهش...!
خيره ميشى تو چشماش...!
به نگاهش آرام ميگويى با من بازى نکن...
و او درست همين کار را ميکند...
دیدگاه ها (۳)

کاش دنيا واسه چند ثانيه هم که شده خفه ميشد تا من کمى با خودم...

به همه چيز عادت ميکنيم...به داشته ها و نداشته هايمان...خيلى ...

عشق من...براى من مهر در نگاه توست...نه اول پاييز...

از بس خوابت را ديده ام ديگر نميگويم خوابم مى آيد...ميگويم يا...

پدر خوانده فصل دو

پدر خوانده فصل دو

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وششم 𓆪ات با دست‌های لرزان پا...

RESPECT OR DIE : پارت دهم نیلا جلو رفت و پوشه را باز کرد...چ...

معامله p16جونگ‌کوک انگشت‌هایش را آرام روی ملحفه کشید.«دردم خ...

LESSON

Otagh baghli Part 48 «ویو سوهو » نمیتونم خودم رو کنترل کنم ....

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

RESPECT OR DIE : پارت نهمپشت عکس یک جمله نوشته شده بود:«اگر ...

سناریو دراکو مالفوی پارت دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط