{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتے

وقتے
خدا زن را مےآفرید
در روز ششم تادیروقت کار مےکرد...
فرشته‌اے اومد
و پرسید:
چرا اینقدر روے این یکےوقت مے گذارے؟
و خدا پاسخ داد :
مےدونے چه خصوصیاتے
در نظر گرفتم تا درستش کنم ؟
باید قابل شستشو باشه
ولی پلاستیکے نباشه.
بیش از ۲۰۰ قسمت
قابل حرکت داشته باشه
که قابل تعویض باشند....
و باید بتونه از همه جور
غذا استفاده کنه. .
باید بتونه هم زمان
سه تا بچه رو در آغوش بگیره.. .
با یه بوسه
که از زانوے زخمے
تا قلب شکسته رو شفا بده...
و همه اینها رو باید
فقط با دو تا دست انجام بده...
فرشته تحت تأثیرقرارگرفته بود..
فقط دو تا دست غیر ممکنه!!!!
خداوند گفت :
” چیزےنمونده
که موجودے را که
محبوب قلبم هست رو کامل کنم...
وقتے بیمار مے شه خودش،
خودش رو معالجه مےکنه
و مےتونه
۱۸ ساعت در روز کارکنه .”
فرشته نزدیکتراومد
و زن رو لمس کرد:
این که خیلےلطیفه!!
بله لطیفه..
. ولے خیلے قوے درستش کردم...
نمےتونے تصور کنے
چه چیزهایے رو مےتونه تحمل کنه
و بر چه مشکلاتےپیروز بشه...
فرشته پرسید :
مےتونه فکر کنه ؟
خدا پاسخ داد:
نه تنها فکر مےکنه
مےتونه استدلال
و بحث
و گفتگو کنه...
فرشته گونه زن رو لمس کرد:
”خدا فکر کنم
بار مسئولیت زیادے بهش دادے !
سوراخ شده
و داره چکه مےکنه !”
خدا
اشتباه فرشته روتصحیح کرد :
چکه نمے کنه
– این اشکه...
فرشته پرسید:
به چه دردے مے خوره؟
اشکها
روش او هستند
تا غمهاش،
تردیدهاش،
عشقش ،
تنهائیش،
رنجش
و غرورش
را بیان کنه...
فرشته هیجان زده گفت :
خداوندا
تو نابغه اے فکرتمام
چیز هاے خارق العاده
رو برای ساختن مادرها کرده اے ..
و خداوند گفت :
” فقط یک چیزش خوب نیست.
خودش فراموش مےکنه
که چقدر با ارزشه...
دیدگاه ها (۲)

📗زنی به عنوان حیوان خونگی یه مار داشت و خیلی اون مارو دوست د...

اولین اوسی گاوا نوبلا☝اسم : پریزادفامیلی : طبیعتسن : ۱۸ زندگ...

اسم رمان: هیچ وقت ترکت نمیکنمپارت ۱:*درخواستی* ویو راوی:+ نه...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟤*چند ماه بعد*توی این چند ماهی که گذ...

Enemys Embrsce [ part ۲۱ ]

شروع ✨ریندو سیگاری که گوشه لبش بود رو تو جاسیگاری انداخت کام...

P. 4𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞 𝖎𝖙'𝖘 𝖒𝖎𝖓𝖊. "اون ما...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕صبح روز بعدمانیا زودتر از همیشه بیدار شد...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط