باید امشب بروم،من که از بازترین
باید امشب بروم،من که از بازترین
پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
،حرفی از جنس زمان نشنیدم ، هیچ
چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود ،کسی
از دیدن یک باغچه مجذوب نشد ،هیچ
کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی
نگرفت
((خسرو شکیبایی))
پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
،حرفی از جنس زمان نشنیدم ، هیچ
چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود ،کسی
از دیدن یک باغچه مجذوب نشد ،هیچ
کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی
نگرفت
((خسرو شکیبایی))
- ۷۲۲
- ۱۶ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط