تـࡎߊ‌ܥ‌‌ܦ̇ܨ

تـࡎߊ‌ܥ‌‌ܦ̇ܨ

p²

دخترک لبخند ریزی زد؛

"مهم نیست. تموم شد"


رفت اما پسرک دنبالش راه افتاد؛


"اینطوری که نمیشه. چطوری جبران کنم؟"

دختر ایستاد و کمی فکر کرد؛


"فقط به یه قهوه مهمونم کن"

لبخند پهنی روی صورتش نمایان شد.
و انقدر مست کننده که قلب دخترک بخاطرش به تپش می افتاد.

---

داخل کافه روبه‌‌روی هم نشستند

با لبخند هایی گرم که سرمای شدید زمستان توان مقابله با آنها را نداشت به هم خیره بودند

سکوت خاصی بین اون دو وجود داشت
سنگین اما زیبا

تا اینکه دخترک شیشه های سکوت را شکست

"خب... این قهوه شاید خیلی ساده بنظر بیاد
اما میدونی چی اون رو خاص می کنه؟

جین با چشمانی گرد و صورتی که تعجب در آن نمایان بود پرسید؛

"چه چیزی؟"


"قهوه مراحل سختی رو طی میکنه.. از برداشت تا شستشو و پودر کردن.
و بعد با چند چیز مخلوط میشه..
آب و گاهی شیر و شکر
و ما باز هم قهوه صدا زده میشه.
مثل زندگیه آدما . کسی براش مهم نیست چی کشیدی،
چقدر ضربه خوردی، و چقدر دلت خواست پا پس بکشی
فقط آخرش و تماشا می کنن و حسرت میخورن و فقط تو میدونی چی گذشت تا شد"


ߊ‌ܥ‌‌ߊ‌ܩܘ ܥ‌‌ߊ‌ܝ‌ܥ‌‌!




#درخواستی #چند_پارتی #تک_پارتی
دیدگاه ها (۱)

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇23ویو هویج:نامجون از وقتی ات از دفترش...

درخواستی

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.37 (روایت از زبان جون...

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

سفید و سیاهپارت‌ ۳۲آتسوشی داره دنبال آکوتاگاوا میگرده که از ...

partماشین مشکی جلوی انبار قدیمی توقف کرد.کلارا از ماشین پیاد...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دمPART 2,1__صدای شلیک__س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط