{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

((تلنگر))

((تلنگر))
دوتا از همسایه هاباهم در حال صحبت بودن وگاهی هم بابا کبود را به قضاوت میگرفتن اونا که رفتن کنجکاویم گل کردو پرسیدم بابا کبود قضیه چی بود؟
گفت دخترای آقای محمودی و کریمی هردو در یک دانشگاه اما در دورشته
جدا از هم درس میخوانند ،
دررابطه با هزینه های بچه هاشون صحبت میکردن،
آقای کریمی میگفت من ماهی چهارصد هزارتومان بابت هزینه ایاب وذهاب به دخترم پول میدم وایشون فقط این پول را برای کرایه ماشین رفت وآمد هزینه میکنه ،غذا را هم از منزل بصورت ساندویچی با خودش میبره،
به سر برج هم نرسیده پولش تموم میشه ..
آقای محمودی به آقای کریمی گفت من فکرمیکنم که دختر شما ولخرجی میکنه.
آقای کریمی هم در جواب حرف آقا محمودی گفت نه اتفاقا دختر من در خرج کردن خیلی مراعات میکنه ولی راهشون دوره وهزینه رفت و برگشت هم کم نیست..
آقای محمودی مرا مخاطب قرار داد وگفت دختر من هم ،با دختر آقای کریمی دریک دانشگاه درس میخونند،
من ماهی دویست هزار تومان به دخترم پول میدم ایشون کم که نمیاره هیچ، از همین پول لباس ولوازم کمک درسی هم تهیه میکنه.
وقتی تعجب آقای کریمی را دید گفت این که چیزی نیست ایشون از همون پول پس انداز هم میکنه و برای خودش طلاهم میخره...
بابا کبود گفت آره مجید جان جریان از این قرار بود ،
ولی من هرجور فکر میکنم با توجه به مسیر خونه تا دانشگاه این دو تا دختر اگر از خودرو های عمومی وخط واحد هم استفاده کنند فقط هزیه رفت و برگشتشون بیش از ماهی سیصد هزار تومان میشه..
ودر ادامه گفت مجید جان جامعه بد شده ما باید بیش از پیش مراقب تربیت وامورات فرزندانمان باشیم ..
آینده این کشور را همین جوان های امروزمی سازند.
توی این جامعه باید بیشتر به بفکر ومراقب فرزندا نمون باشیم..
(ر__ش__ج__ر)
دیدگاه ها (۱)

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

‼️‼️‼️اعلام خطر‼️‼️‼️دو ماه آینده شرکت توی تجمعات به همه واج...

★دستبند ما؟!...p³ادامه داد:"ببخشید جونگ‌کوک واقعا عذر می‌خوا...

BTS

پارت۳ Fate

ات: ن.نه بابام زنگ زده بود چند بار هوپی: میخوای به اقای ژان...

رمان چه گناهی کردم؟درس-مریضی-یا توقسمت اولبه نام خدااه این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط