بیب من برمیگردم

بیب من برمیگردم
پارت : 118

گارسون سفارشامونو اورد و مشغول خوردن شدیم
یهو یه اهنگ ملایمی پخش شد میدونستم کار جونگکوکه چیزی نگفتم جز یه لبخند ریز که از چشم جونگکوک دور نموند
_ خوشت اومد کجا اوردمت؟
سرمو تکون دادم که گوشیم زنگ خورد
گوشیمو از جیبم دراوردم و با اسم این هیونگ رو به رو شدم
یدونه اروم کوبوندم تو صورتم بعد جواب دادم
_ کجایی
+ به تو چه
_ با من درست صحبت کن یادت نره من کی تو بودم
+ خودت داری میگی کی من بودی یعنی حیلی وقت پیش فقط نامزد من بودی اما ما جدا شدیم
_ اون پسره کیه که پیشت نشسته ؟
سرمو برگردوندم که دیدم این هیونگ پشت سر ما بود دو میز دیگه
جونگکوک سریع گوشی رو از دست من گرفت و قطع کرد
این هیونگ از جاش بلند شد و به سمت ما اومد و با طعنه گفت
_ اگه میخواستی خیانت کنی میگفتی
_ خفه شو این هیونگ منم جونگکوک همسر اصلی جنی
این هیونگ جا خورد و با تته پته گفت
_ مگه تو نمرده بودی تو از صخره افتاده بودی و مرده بودی
_ حالا که میبینی زندم
دیدگاه ها (۷)

بیب من برمیگردمپارت: 117جونگکوک بعد از اینکه سفارش داد نشست ...

بیب من برمیگردمپارت : 116گونه مادر جون رو بوس کردم و پوتین ه...

𝘗8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط