{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گوشه امن سایه ها

#رمان گوشه امن سایه ها
,part,1
##🖋️پیش نویس فصل دوم:سایه در شب

«کم،کم با یه سردرد شدید چشمام یجای اشنا باز کردم»
«صبر کن ببینم اینجا اتاق تهیونگ نیست…؟»
«آخرین چیزی که یادم میاد این بود که داخل دستشویی فرودگاه بودم اینجا چیکار می‌کنم»
«میخاستم بلندشم که یه سرگیجه شدید نزاشت چشمام بستم بعد چند مین تلاش کردم بلند شم سریع سمت در رفتم با مشت و لگد میزدم تو در…»

+اهااای..بیاید این در لعنتی باز کنید…..اهاااای…..گمشید این درو باز کنید..

ویو تهیونگ
«بعد از کلی پرس جو متوجه شدم هانا تصمیم داره با اولین پرواز بره سمت فرانسه سریع چند تا از افرادمو فرستادم بی هوشش کنن بیارنش چون میدونستم اگه بی هوش نباشه سرصدا می‌کنه»
«وقتی اوردنش بی هوش بود براید استایل بغلش کردم بردمش گزاشتش روی تخت بعد وقتی خواستم برم بیرون یچیزی انگار مانعم شد اون زیبایی مانعم شد اون منو دیوونه می‌کرد..»
«بعد از چند مین بلند شدم رفتم داخل دفتر کارم دور پرونده ها که بعد چندین ساعت صدای داد بیدادشو شنیدم که داشت لگد میزد به در بلند شدم رفتم سمت اتاق»

-خانم کوچولو داد نزن گلوت درد می‌گیره

+این درود باااز کن.

«رفتم سمت در تا درو باز کردم هانا اومد سمتم و خواست از در بره بیرون سریع بازوش گرفتم برگردوندم و چسبوندمش به دیوار با اون مشت های کوچولوش میزد به سینم سعی می‌کرد جدام کنه که سریع ل.بام گزاشتم روی ل.باش»

ویو هانا
«طوری ل.بام می.مکید که طعم خون توی دهنم حس کردم..دیوونه!هلش دادم چون داشت نفسم بند میومد»
«عقب رفت ولی هنوز وقتی صحبت می‌کرد ل.باش به ل.بام برخورد می‌کرد که یهو گفت……»
دیدگاه ها (۳)

رمان گوشه امن سایه ها part,2 ##🖋️پیش نویس فصل دوم:سایه در شب...

#رمان گوشه امن سایه ها part,3 #پیش نویس فصل دوم:سایه در شب ...

سلام جیگرا🎀 احوالتون؟ از الان به بعد پوستر جدید فصل دوم فیک ...

#رمان گوشه امن سایه ها ##🖋️پیش نویس فصل اول:ادکلن سرد و فولا...

#رمان گوشه امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد و ادکلن...

#دبیرستان_مخفی_من پارت11 اون شوگا بود (رئیس باند آمریکا اونا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط