{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر آمد صدایم کرد و رفت

یک نفر آمد صدایم کرد و رفت
با صدایش آشنایم کرد و رفت
نوبت اوج رفاقت که رسید
ناگهان تنها رهایم کرد و رفت
دیدگاه ها (۶)

آری از پشت کوه آمده ام... چه می دانستم این ور کوه باید برای ...

...

بـــــــــــــرو!!!! ترســــ از هیچ چیز ندارمــــ وقتیــــ...

از دور دوستت داشتم ! بی هیچ عطری آغوشی نگاهی یا حتی بوسه ای ...

پارت ۲۴ | چهارمین نفرصدای قدم‌ها هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.تق.....

p18تهیونگ برای چند ثانیه کاملاً بی‌حرکت ماند.«پارک ماریا.»هم...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️«جنا.»دست تکان خورد.«پاندورا...»این بار صد...

پارت ۲۸ | پنج قدمصدای قدم‌ها نزدیک‌تر شد.تق... تق... تق...پن...

یک خودروی مهاجم به تجمعات مردمی در اقبال لاهوری مشهد برخورد ...

🌼 یکی از آقایان که نمی‌دانم الان مرحوم شده اند یا در قید حیا...

پارت ۲۶ | نفر چهارمجونکوک آرام برگشت.نفر چهارم درست پشت سرش ...

پارت ۲۶ | نفر چهارمجونکوک آرام برگشت.نفر چهارم درست پشت سرش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط