بهم گفت : چرا شبها نمیخوابی ؟!
بهم گفت : چرا شبها نمیخوابی ؟!
چیزی نگفتم
دوباره پرسید : چرا از خوابیدن میترسی ؟ چرا فرار میکنی ؟
ایندفعه تو چشماش نگاه کردم و بهش گفتم : تو خواب چیزایی رو میبینم که تو واقعیت زندگیم نیستن و این منو اذیت میکنه ...
نمیدونم چرا بعد اون شب دیگه حتی خودشم نمیخوابید ...!
چیزی نگفتم
دوباره پرسید : چرا از خوابیدن میترسی ؟ چرا فرار میکنی ؟
ایندفعه تو چشماش نگاه کردم و بهش گفتم : تو خواب چیزایی رو میبینم که تو واقعیت زندگیم نیستن و این منو اذیت میکنه ...
نمیدونم چرا بعد اون شب دیگه حتی خودشم نمیخوابید ...!
- ۱۳.۴k
- ۲۳ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط