{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا

تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا به کشتی برساند و به انگلیس ببرد. افسار شتر را هم مرد عربی می کشید . مرد عرب ازاینکه تاریخش به تاراج می رفت ناراحت بود و مدام به زمزمه به تاجر انگلیسی فحش می داد ولی برای مزد هنگفتی که می گرفت راهنمای کاروان هم بود .
تاجر از مترجمش پرسید مرد عرب چه می گوید؟
مترجم گفت که به شما فحش می دهد و نفرین می کند.
تاجر گفت این فحش و نفرین بر کارش هم خللی وارد می کند؟
مترجم پاسخ داد : نه کارش را به خوبی انجام میدهد
تاجر لبخندی زد و گفت بگذار هر چه می تواند نفرین کند و چند فحش و نفرین انگلیسی هم یادش بده
حالا حکایت ماست ....
مرگ بر آل سعود می گوییم
ولی برای حج رفتن .....کوروش،،
دیدگاه ها (۶)

این عکس بسیار زیبا و قدیمی بوسه زندگی نام گرفت!_____________...

خدا لعنت کند کسی که این همه بی رحم است

کرده ام از دستِ ایـن فرهنگ، هنگ!گشته از عشقت دلِ دلتنگ، تنگب...

هگمتانه، پایتخت پادشاهی ماد، پایتخت تابستانی هخامنشیان و سات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط