{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا

تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا به کشتی برساند و به انگلیس ببرد. افسار شتر را هم مرد عربی می کشید که ازین که تاریخش به تاراج می رفت ناراحت بود و مدام به زمزمه به تاجر انگلیسی فحش می داد ولی برای مزد هنگفتی که می گرفت راهنمای کاروان هم بود . تاجر از مترجمش پرسید مرد عرب چه می گوید؟ مترجم گفت که به شما فحش می دهد و نفرین می کند. تاجر گفت این فحش و نفرین بر کارش هم خللی وارد می کند؟ مترجم پاسخ داد : نه کارش را به خوبی انجام میدهد تاجر لبخندی زد و گفت بگذار هر چه می تواند نفرین کند و چند نفرین انگلیسی هم یادش بده!!!
دیدگاه ها (۳)

مردی در کنار رودخانه‌ای ایستاده بود. ناگهان صدای فریادی را م...

در انتخابات به کدامیک از جناح های سیاسی رای می دهید؟۱) اصولگ...

حلاج را که می بردند پای چوبه دار به خواهرش گفتند بیاید برای ...

ﻣﺎﻫﯽ ﺳﯿﺎﻩ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﮔﻔﺖ : ﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭ، ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﺩﺵﻫﺎ ﺧﺴﺘﻪ ﺷ...

تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا به...

تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا به...

تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا به...

تاجری انگلیسی هر روز اشیاء تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا ب...

درووودتاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد...

تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا به...

یکشنبه95/2/12ساعت13:31تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر ر...

درووودتاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد...

زیاده ولی ارزش خوندن دارهمردی ساده چوپان شخصی ثروتمند بود و ...

اینو حتما بخوونید!!!!! یک مرد روستایی با درآمد میلیون دلاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط