{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبهایی هست که من و دیوارهای خاکستری

شبهایی هست که من و دیوارهای خاکستری

دلمان را به آمدن تو خوش میکنیم

شنیدی ؟؟

انتظار ... صحبت از بی نهایت است

شبهایی هست که نبودنت

مرا به لمس تمام عکسهای تو نزدیکتر میکند

شبهایی هست که بودنم را با نگاهم به سقف خانه میخ میکنم

شنیدی ؟؟

صحبت از ذره ذره نیست شدن است

شبها یی هست که پرواز را زیر پوستم حس میکنم

شنیدی ؟؟

کندن ...رفتن .... صحبت از رها شدن است

شب هایی هست ... مثل امشب ... تاریک ... سرد

شب هایی ...مثل امشب ... که کاش صبح نشود

میشنوم ...

صحبت از ختم این قائله است

صحبت از خس خس نفسهای عشقی که شاید به صبح نکشد...
دیدگاه ها (۴)

مَرداگربودمنبودنت را غروب های زمستاندر قهوه خانه ی دوریسیگار...

این حرف را فقط به تو میشود گفت ... تو میفهمیشعرها را بخوان (...

می دانمتوخسته ایمی دانمیک شهر... با خانه هایشبا آدم هایشبا د...

چشمهایم را میبستم دستش را دراز میکرد برایم ستاره میچید یکبار...

شب هایی هست که من و دیوارهای خاکستری دلمان را به آمدن تو خو...

شب هایی هست که من و دیوارهای خاکستری دلمان را به آمدن تو خو...

شب هایی هست که من و دیوارهای خاکستری، دلمان را به آمدن تو خو...

....شب هایی هست ک من و دیوارهای خاکستری دلمان را ب آمدن تو خ...

شب‌هایے‌ هست که من و دیوارهاےخاکسترےدلمان را به آمدن تو خوش ...

(داستان ترسناک از جن(مال من نیس ))این داستانی که میگم 3سال پ...

خیلی بده وقتی داری تایپ میکنی از کلید های خیس کیبورد بفهمی د...

۸۷

#پارت_یکتهیونگاز خواب بیدار شدی و طبق عادت همیشگیت بدون باز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط