{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک التماس پارت③

فیک التماس پارت③

ب مینسو:و مهم تر از همه ا.ت این جا کشور نا امنی شده جایی تنها نری!

ا.ت: جدی؟ باشه.

مینسو: ا.ت عزیزم مراقب خودت باش و اگه کمک خاستی حتماً بهم زنگ بزن

ا.ت( تایید سر)

بابای مینسو و مینسو رفتن بیرون و منم دل و زدم به دریا و رفتم بیرون.

ویو تهیونگ.

ته: دختره رسیده؟

سئو یون: بله ارباب

ته: اطلاعاتشو دربیار و موقعیت مکانی شو پیدا کن

سئویون: ارباب خانم پارک ا.ت دختر اقای پارک یو چان ( اسم بابای ا.ت) با  18 سال سن  در  خیابان میانگ دونگ قرار دارن

ته: چند تا ون به همونجا بفرست و موقعیتش رو هم برام بفرس

سئوجون:  چشم ارباب

ویو ا.ت

رفتم و از مغازه ها برای خودم لباس و کتاب گرفتم ( گذاشتم بزن اسلاید بعد)

و رفتم توی یه کوچه ی بم بست تا روی صندلیش کنار درخت بستنی مو بخورم من و مینسو زمان بچه گیامون بیشتر وقتا اینجا بستنی میخوردیم 

که وقتی رسیدم چهار تا ون مشکی گنده از هر چهار طرف راهمو بستن و 3 تا بادیگار به زور میخاستن بندازنم تو ون

بادیگارد1 : خفه شو گومشو تو ون

ا.ت: ولم کن عوضی خودم میام تو ولم کن

ا.ت هم سوار شد و ون راه افتاد بعد از تقریبا 40 مین رسیدن به عمارت ته و...

گایز( ب مینسو) همون (بابای مینسوعه)
دیدگاه ها (۰)

فیک التماس پارت④ویو ا.ت رسیدیم به عمارت. ا.ت: کجا دارین منو ...

همه چیو حمایت میکنین جز فیکام اگه خوشتون نمیاد بگین نزارم

فیک تهیونگ التماس پارت ② که یک دفعه بلندگو پرواز ۲۴۱ را تای...

فیک تهیونگ التماس پارت ① ویو ا.ت: ساعت 5صبح بود و بلند شد...

سناریو ران هایتانی موضوع:اگه توی پارک هستین یه پسر مزاحم شما...

عشق دروغین

𝒑𝒂𝒓𝒕:14ته: خوبه من حالا من خودم بعدا بهت زنگ میزنم و گوشیو ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط