فیک تهیونگ التماس پارت ②

فیک تهیونگ التماس پارت ②

که یک دفعه بلندگو پرواز ۲۴۱ را تایید کرد
ا.ت: من باید برم مامان مراقب خودت باش قرصاتم به موقع بخوری.

م ا.ت: برو دخترم رسیدی زنگ بزنی در (حال گریه کردن)

رفتم و روی صندلیم نشستم و منتظر خلبان بودم که بلندگوها گفتن مسافرهای عزیز کمربندتونو ببندید و پرواز به راه افتاد
با صدای مسافر بغلیم از خواب بیدار شدم

که دختره گفت: Детка, детка, просыпайся, мы приехали.( عزیزم، عزیزم بیدار شو رسیدیم)

ا.ت: ок, спасибо ( باشه ممنون)

وسایلامو برداشتم و پیاده شدم تاکسی گرفتم و به عمارتمون رفتم.
وقتی رسیدم دهنم از تعجب باز مونده بود کر نمی‌کردم انقدر عمارتمون بزرگ باشه

اجوما درو برام باز کرد و رفتم توی عمارت وقتی وارد شدم خدمتکارا همه به صف کمر خم می‌کردن و خشومد می‌گفتن که مینسو با باباش اومدن تو عمارت منم اومدم پیش مینسو و باباش ( مینسو دوست ا.ت)

مینسو پرید بغلم و گفت: خیلی دلم واست تنگ شده بود دختر

ا.ت: منم همینطور 😂

ب مینسو: خوش اومدی دخترم به مامانت گفتی که رسیدی؟

ا.ت: اها اها اها نه یادم رفت لان زنگ میزنم

بابای مینسو سند هارو داد بهم و برام همه
چیو توضیح داد و بعدشم گفت...
دیدگاه ها (۰)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

مافیای من

the first lie

فیک تهیونگ

P26۵بار از پله ها بالا و پایین رفته بود تا یه ایده خوب برای ...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم --------Part26

متیو و دختری از جنس دریا p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط