{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشتباه کوچک , پشیمانیه بزرگ

اشتباه کوچک , پشیمانیه بزرگ

پارت 4


پس الان وقتش بود . وقتش بود که بحثو باز کنم پس

ات : به کی میگی هرزه نفهم من خواهرتم میفهمی ؟

ات : اوه البته شاید اقا یادش رفته یه خواهر تنها تو این خونه داره نه ؟

جیمین : اه ات ولم کن حوصله ندارم

جیمین : *واقعا دیگه داشتم عصبانی میشدم و کنترلمو از دست

میدادم من نمیدونستم که دارم چی میگم و چیکار میکنم اون

دختره ی ...توی بار خیلی عصبامو خورد کرد اصلا خوب نبود *

(خودتون فهمیدین دیگه )

( راستی همه ی این حرف ها توی ذهنشه این علامت یعنی * داخل

ذهنشون اوکی ؟ )

* ات : دیگه واقعا حرصم گرفته بود از این همه بیخیالیش و زده بودم به

سیم اخر دیگه حرفام دست خودم نبود *

ات : معلومه که وقتی هر شب یکی زیرته نبایدم واسه من حوصله داشته

باشی ( داد )

جیمین : ات خفه شو (بلند عصبانی )

ات : نه دیگه ساکت نمیشم تا این موضوع اتکلیفش همین امروز معلوم

بشه

جیمین : میگم خفه شو (داد بلند عصبی )

* ات : یکمی از دادش ترسیدم ولی به روی خودم نیاوردم تا نفهمه *

ات : نه جیمین نه , منم ادمم منم به محبت نیاز دارم تو برادرمی مثلا

یعنی من از اون دوست دختر هات اینق


ادامه دارد

به نظرتون ات چرا جملشو کامل نکرد ؟

خودش نخواست کامل کنه یا یه چیزی مانع گفتنش شد ؟

ممنون میشم حمایت کنید
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی درخواستی

......//برده ی زیبا//......

اول از همه میخام از همتون معذرت خواهی کنم که دیر پارت میزارم...

Part:2۷ات سرش رو چرخوند سمت صدا که دید برادرش بود(انتظار داش...

شب تولدم فصل 3پارت 4پسره: باشه حالا چرا ناراحتی ات: چون تو ر...

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

dark love

ادامه ی پارت ۱۹۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط