𝓔𝓼𝓱𝓽𝓫𝓪𝓱 𝓶𝓪𝓷♬
𝓔𝓼𝓱𝓽𝓫𝓪𝓱 𝓶𝓪𝓷♬
✯چی مهمونی
کوک) من تورو به همون مهمونی دعوت میکنم
✯چی تهیونگ
کوک) هیچ مهمونی بدون تهیونگ برگزار نمیشه
رسیدن مهمونی
✯واووووو
کوک) خوب یونا تیم سبزارو گرفتی آبی هارم گرفتی و این تیم یعنی تیم نارنجی ها و اینم (اشاره به تهیونگ) سر گروه مون
وعضیت تهیونگ
والا یه مشروبی دستشه و داره تو گلو هر دختری میریزه و هر دختری از سر راه میاد رو میبوسه
پایان وعضیت
✯پسر خوب باباش نه
تهیونگ ول میکنه اونجارو و میره یه گوشه
یونا هم پشت سرش میره و وقتی تهیونگ بر میگرده یه مشت میزنه تو دهنش
✯بابات این وعضیت رو بفهمه چی میگه
✞برو بابا خواهر کوچولو ما با زنا سرو کار داریم نه مثل بچه ای مثل تو که موهاشو دو طرفه میبافن
✯من هیچوقت اینطوری نیستم
تهیونگ یونا رو میچسبونه به ماشین پشت سرش
و موهاشو پشت گوشش میده
✞معنی تتوت چیه؟
✯یه گروه سخت هشت نفره
✞من هیچ گروه سختی جلو دارم نیس
✯نگاه من مثل هرزه های دوروبرت
✞من که اینطور فکر نمیکنم (دست کشید رو لبای یونا)
این لبای دست نخورده
✯دستت و بکش
✞اوو باشه ولی برگرد تا اینجا رو به گند نکشیدی
✯بتو چه
یونا از اونجا میره و یه مرده میاد سمتش
مرده) کوکاکولا یا ویسکی
✯کوکاکولا
مرده میاره
✯این ـــــ
مرده) بخور
مرده هی اسرار میکرد تا تهیونگ اومد زد تو صورتش
✞بیا بریم (دست یونا رو میگیره
✯نمیخوام
✞اون عوضی میچرخه تو نوشیدنای دخترا مواد میریزه
✯چی!؟ بازم لازم نکرده کوک منو میبره
کوک کوک کوک
یهو گوش یونا سوت میکشه و میفته و تهیونگ بغلش میکنه.و......
✯چی مهمونی
کوک) من تورو به همون مهمونی دعوت میکنم
✯چی تهیونگ
کوک) هیچ مهمونی بدون تهیونگ برگزار نمیشه
رسیدن مهمونی
✯واووووو
کوک) خوب یونا تیم سبزارو گرفتی آبی هارم گرفتی و این تیم یعنی تیم نارنجی ها و اینم (اشاره به تهیونگ) سر گروه مون
وعضیت تهیونگ
والا یه مشروبی دستشه و داره تو گلو هر دختری میریزه و هر دختری از سر راه میاد رو میبوسه
پایان وعضیت
✯پسر خوب باباش نه
تهیونگ ول میکنه اونجارو و میره یه گوشه
یونا هم پشت سرش میره و وقتی تهیونگ بر میگرده یه مشت میزنه تو دهنش
✯بابات این وعضیت رو بفهمه چی میگه
✞برو بابا خواهر کوچولو ما با زنا سرو کار داریم نه مثل بچه ای مثل تو که موهاشو دو طرفه میبافن
✯من هیچوقت اینطوری نیستم
تهیونگ یونا رو میچسبونه به ماشین پشت سرش
و موهاشو پشت گوشش میده
✞معنی تتوت چیه؟
✯یه گروه سخت هشت نفره
✞من هیچ گروه سختی جلو دارم نیس
✯نگاه من مثل هرزه های دوروبرت
✞من که اینطور فکر نمیکنم (دست کشید رو لبای یونا)
این لبای دست نخورده
✯دستت و بکش
✞اوو باشه ولی برگرد تا اینجا رو به گند نکشیدی
✯بتو چه
یونا از اونجا میره و یه مرده میاد سمتش
مرده) کوکاکولا یا ویسکی
✯کوکاکولا
مرده میاره
✯این ـــــ
مرده) بخور
مرده هی اسرار میکرد تا تهیونگ اومد زد تو صورتش
✞بیا بریم (دست یونا رو میگیره
✯نمیخوام
✞اون عوضی میچرخه تو نوشیدنای دخترا مواد میریزه
✯چی!؟ بازم لازم نکرده کوک منو میبره
کوک کوک کوک
یهو گوش یونا سوت میکشه و میفته و تهیونگ بغلش میکنه.و......
۵.۶k
۲۲ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.