{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه ی گل ها

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس ازِ یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا

کردم

و

تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی وحسرت رها کردم

همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت

و

نارنجی خورشید وا کردم

نمی دانم چرا رفتی ؟

نمی دانم چرا ، شاید خطا کردم

و

تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم کجا ، تا کی ، برای چه

ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید

نمی دانم چرا ؟

شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم!!
دیدگاه ها (۳)

دلتنگم برای تو ، زندگی ام فدای تو ، این قلبم هدیه ای ناقابل ...

تاریک تر از شب خاموشمچشمهای خسته ام را به جاده ای در مه گم ش...

میتوانم لحظه ای دور شوم از تودرک کن چه حسی دارم ، همیشه میما...

مثل یک مهتاب در آسمان تاریک قلبم نشستی و قلب مرا پر از نور م...

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

دلتنگی..جدایی..

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

پروانه جان

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

سلام خانومیاخب...فکر کنم دیگه وقتشه حرف آخرمو بزنم نمیدونم.....

spanish girl:6 فصل دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط