{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکم اعدام بود..

حکم اعدام بود..
اعدامی لحظه ای مکث کرد وبوسه ای بر طناب زد.
دادستان گفت :صبر کنید :زندانی این چه کاریست!؟
زندانی خنده ای کردو گفت طناب نمیزاره زمین بیفتم
ولی آدم ها بدجور زمینم زدند...
دیدگاه ها (۱۰)

اهنگ جدید احسان پایه

اینم لینک دانلودش http://www.ahangestan.in/13024_%D8%AF%D8%A...

شنیدید که میگن :اونی که گریه می کنه، یه درد داره اما اونی که...

شنیدید که میگن :اونی که گریه می کنه، یه درد داره اما اونی که...

رز آبی پارت ۳۲

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۸ | «نقشه‌ی کوچی...

نام:قرارداد نفرتpart:⁴²هانا گفت:«چون مهمونیه دیگه.»ا/ت سرش ر...

𐙚🦋 پارت اول — «همسایه‌ی جدید» 🦋𐙚آت با عجله از خونه بیرون اوم...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

دردسرهای بچه داری پارت۹

دید پنهان انفجار اشکار

پارت ۷۷ | «یک لحظه... روی پله‌ها»دو روز بعد...شرکت مثل همیشه...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎صبح روز بعدمانیا طبق معمول وارد اتاق جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط