پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت :
پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت :
سردت نیست ؟
گفت : عادت دارم
گفت : میگویم برات لباس گرم بیاورند ...
و فراموش کرد
صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود :
به سرما عادت داشتم اما وعده لباس گرمت
مرا نابود کرد
" مواظب وعده هایمان باشیم "
سردت نیست ؟
گفت : عادت دارم
گفت : میگویم برات لباس گرم بیاورند ...
و فراموش کرد
صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود :
به سرما عادت داشتم اما وعده لباس گرمت
مرا نابود کرد
" مواظب وعده هایمان باشیم "
- ۱.۸k
- ۲۶ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط