در کوچه پس کوچه های شهر بی صدا دنبال تو میگردم و شبیه خنی
در کوچه پس کوچه های شهر بی صدا دنبال تو میگردم و شبیه خنیاگری شده ام که آوازش را گم کرده است. یادم نمی آید درکنار کدام درخت یا خانه قدیمی صدایم را جا گذاشته ام ! برای عاشقی چون من صدایم چراغی بود در این تاریکی راه . غزل پوش تو میشوم و گرد خانه ای که دلم را جا گذاشته ام پرسه میزنم شاید هم قبیله رویاهایم در را بگشاید تا من نامه های پست نشده ام را با صدای خودش برایش بخوانم. اما چه سود ، این کابوس با کلام تو تمام میشود وقتی با خنده گفتی دیگر دوستت ندارم...
- ۱.۸k
- ۰۶ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط