{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کوچه پس کوچه های شهر بی صدا دنبال تو میگردم و شبیه خنی

در کوچه پس کوچه های شهر بی صدا دنبال تو میگردم و شبیه خنیاگری شده ام که آوازش را گم کرده است. یادم نمی آید درکنار کدام درخت یا خانه قدیمی صدایم را جا گذاشته ام ! برای عاشقی چون من صدایم چراغی بود در این تاریکی راه . غزل پوش تو میشوم و گرد خانه ای که دلم را جا گذاشته ام پرسه میزنم شاید هم قبیله رویاهایم در را بگشاید تا من نامه های پست نشده ام را با صدای خودش برایش بخوانم. اما چه سود ، این کابوس با کلام تو تمام میشود وقتی با خنده گفتی دیگر دوستت ندارم...
دیدگاه ها (۴)

هم من میدانم ، هم تو. نه لازم است تو خودت را به ندانستن بزنی...

تو میروی. تو روانه شده ای با همه ی آن چیزها و آن کسانی که دو...

بگو چقدر مانده تا شکفتن زمهریر زمستان؟ تا سقوط هزاران هزار ب...

مرا به یاد بیاور ، با همان نگاه خسته که بین رفتن و ماندن مرد...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

من رویاهایم را با شراره هایی از عشق آتشین بافتم.و تو ، ای تق...

آنقدر از تو و احساس شفاف تو نوشته ام که دیگر همه لحظه هام زل...

سلام مهربانم..از پیش قاصدک ها می آیم شنیده ام بدنبال نشانی م...

𝐑𝐞𝐢𝐧𝐜𝐚𝐫𝐧𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧☯️از اون برجِ ساعت، از اون شهر مه آلودِ فرنگی ...

قرار بود من پزشک شوم . یعنی این قرار را با پدرم گذاشته بودیم...

قرار بود من پزشک شوم . یعنی این قرار را با پدرم گذاشته بودیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط