{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ¹⁰⁰

( هشت ماه بعد )
هشت ماه از زندگی مشترکشون می‌گذشت با همه شیرینی ها و تلخیاش دعوا ها عشق ورزیدنا ... سرش روی سینهی عضلانی و محکم شوهرش بود و صدای کوبش قلبش گوشش رو نوازش میکرد انگار که آرامش بخش ترین و زیباترین صدا در سراسر جهان همین صداست....
جیمین اما فقط امیلی رو توی اغوش محکمی گرفته بود و پشت کمرش نوازش وار طرحهای بی معنی رسم میکرد و گهگاهی بوسه های نرمیروی موها و پیشونی امگای توی اغوشش میزاشت.
بیشتر از یک ساعت بود که توی همین حالت بودن و انگار هیچکدوم علاقه ای به تغییر دادنش نداشتن... هر دو غرق در آرامش محض بودن.
اینبار امیلی سکوت رو شکست و همونطور که به صدای تپش های قلب محکم و بلند آلفاش گوش میداد زمزمه
وار پرسید : جیمین؟ چرا همیشه منو ماهزاده صدا میزنی؟
صدای خش دار و کمی خواب آلود جیمین توی گوش هاش پیچید : چرا میخوای بدونی ماهزاده؟
-هیچ وقت دلیلشو بهم نگفتی
جیمین : من یک گرگ آلفای سلطنتی هستم و تو مثل ماه هستی اهمیتی نداره شب چقدر تاریک باشه عشق من به تو مثل پرتوهای مهتاب خواسته یا ناخواسته من رو به سمت تو هدایت میکنه.
تو معشوق مهتاب منی و من.... گرگ آلفای تو حالا تو به من بگو ماهزاده میدونی نماد زوزه گرگ زیر نور مهتاب چه معنی داره؟
امیلی کمی مکث کرد و بعد از چند ثانیه زمزمه کرد : تا جایی که میدونم قدرت و وفاداری...
جیمین : زوزه ی گرگ زیر نور مهتاب معنی فراتر از قدرت و
وفاداری داره ماهزاده .. توی بعضی از فرهنگ های قدیمی نماد محافظت راهنمایی و حتی رهایی از محدودیت های ظالمانه ست.
-من و تو همدیگه رو کامل میکنیم جیمین!
جیمین اما سکوت کرد و فقط با لبخند کمرنگی گوشه ی لبهاش دستش رو پشت گردن همسرش گذاشت و سرش رو بالا آورد تا امگا به چشمهاش خیره بشه اما امیلی با صورتی سرخ شده نگاهش رو از آلفاش میدزدید.
جیمین مردونه خندید و زمزمه وار گفت : ماهزاده؟ به من نگاه کن
امیلی بعد از چند ثانیه نگاه لرزونش رو روی سیاهچاله های آلفاش انداخت جیمین وقتی نگاه لرزون همسرش رو شکار کرد
نرم خندید و گفت : به من نگاه کن ماهزاده هر بار که میخوام ببوسمت بهم نگاه کن هر بار که تن و بدن و روح و قلبت رو به نام خودم ادعا میکنم به من نگاه کن ..به من نگاه کن تا هر بار
عشق توی چشم هام رو نسبت به خودت ببینی. میدونی که توی حرف زدن خوب نیستم... پس بهم نگاه کن و ببین که هربار که میبوسمت قلبم از عشق تو سنگین تره.
دیدگاه ها (۰)

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ¹⁰¹جیمین بدون ای...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ¹⁰²امیلی در ا لح...

ادامه پارت 99کنارش نشست و دستشو روی چشماش کشید که چشمای جیمی...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁹⁹ساعت از دو شب ...

๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁶⁹به سمت اتاق رفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط