{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ¹⁰¹

جیمین بدون اینکه فرصتی به امیلی بده مالکانه و محکم لب های امگاش رو بوسید زبونش رو روی لب های امیلی میکشید و طعم شیرین شکلاتی همسرش رو ذره ذره مزه میکرد.
امیلی اما اینبار تشنه بود؛ اون هم میخواست ببوسه... میخواست لبهای شوهرش رو بچشه پس مک ریزی به لب پایین جیمین زد و زبونش روی زبون گرم آلفا کشیده شد.
چشم های جیمین با بهت باز شد و به صورت سرخ امگاش خیره شد.
اما لحظه ای بعد مشتاق تر از هر موقعی دوباره لب هاش رو روی لبهای امیلی کوبید و بدون لحظه ای صبر زبونش رو وارد دهن امیلی کرد و جای جای دهنش رو چشید و توی یک پلک زدن بدن ظریفش بین تخت و جیمین پین شده بود.
جیمین دستهای همسرش رو بالای سرش قفل کرده بود و بدنش رو تن لطیف امگاش سایه مینداخت. بدون تردید این یکی از صحنه های مورد علاقه ی جیمین بود.
معشوق مهتابیش که مطیعانه زیر بدنش قفل شده بود و با اون چشمهای معصوم و گردش بهش زل زده بود.
امیلی متعجب شوهرش رو صدا زد که دوباره لب های جیمین ساکتش کرد و بوسه ی محکمی روی لب هاش نشوند. و گفت : ماهزاده؟ میشه امشب علاوه بر قلبت تنت رو هم برای خودم داشته باشم ؟ قول میدم آروم پیش برم...
-جیمین...نه.. نمیشه
اخمای آلفا از پس زده شدنش کمی توی همرفت اما قصد اذیت کردن امگاش رو نداشت پس بوسه ی مالکانه دیگه ای رو لبهاش گذاشت و پرسید : چرا نمیشه امگای شکلاتیم؟ خیلی وقته که زمانی رو اینطوری باهم نگذروندیم... سری قبل کمی خشن بودم
میدونی اونقدر زیبایی که کنترلم رو از دست دادم متاسفم اما قول میدم این سری آروم پیش برم.. هوم ؟
امیلی نرم به نگاه گیج جیمین خندید و گفت : آم... من از خشن بودنت سری قبل ناراحت یا عصبانی نیستم.. اون..بد نبود.
نگاه جیمین اینبار رنگی از شیطنت گرفت و بوسه ای روی نبض گردن امگاش زد و گفت : جدا؟ پس دوستش داشتی...
امیلی خندید و گفت: هی اینطوری نگو... باعث خجالته
جیمین اما بدون ذره ای خجالت ابرویی بالا انداخت
و گفت : زنمی امگا و جفتمم هستی.. هیچ چیز نمیتونه مانع این بشه که هرچیزی که دلم میخواد بهت نگم... بدترش رو هم میتونم بگم میخوای بشن....
دیدگاه ها (۰)

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ¹⁰²امیلی در ا لح...

๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ¹⁰³.. درد داشت پس ...

๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ¹⁰⁰( هشت ماه بعد )...

ادامه پارت 99کنارش نشست و دستشو روی چشماش کشید که چشمای جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط