{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام شبتون بخیر

سلام شبتون بخیر
این عکسه خودمه ولی سالش دقیق یادم نیستش فقط میدونم مربوط به 13فروردینه هستش شایدهم مربوط به سیزده بدر 1359باشه.

ازاین عکس خاطره دارم،
روزسیزده بدربودرفته بودیم باغ ،چشمم به جایی افتادکه کمی گودبودوعلف های بهاری اطراف آن راپوشانده بود ،رفتم داخل همان جای گود نشستم که داداشم ازم عکس بگیره،ولی پدرم تیکه انداخت!!حرفی گفت ناراحت شدم قهرکردم رفتم بالای درخت بعدداداشم عکس گرفت ازمن،وگرنه قست عکس گرفتن روی درخت را نداشتم!
این درخت همچنان هست ولی پدرم دیگرنیست،روحش شاد♥ باعث این عکس روی درخت مرحوم پدرم بود.
این بودخاطره سیزده بدر1359
دیدگاه ها (۶)

یکی را دوست می دارم ، ولی افسوس او هرگز نمی داندنگاهش می کنم...

اگه جای زندگیمون تو بیابونا باشه اگه فرش زیرپامون زمین خدا ب...

سلام خسته نباشید لایک کنندگان عزیز ،خدا قوت. ...

سلام صبح همگی بخیر،روزجمعه خوبی داشته باشید

کاش میشد همه خاطرات دوران کودکی و نوجوانی را مثل این عکس تکر...

هزار یک شبشب دوازدهم خاتون رو به ژنده پوش دومی کرد .وگفت اکن...

وانشات دو شاتی از کوک

پس از خوردن عصرانه،ازخانه بیرون زدیم.خیابان هاشلوغ ترازمعمول...

ازدواج اجباری

طولانی اما زیبا"جان بلانکارد” از روی نیمکت برخاستلباس ارتشی ...

"شعور و شهوت" "جان بلانکارد” از روی نیمکت برخاستلباس ارتشی ا...

"شعور و شهوت"حتما حتما حتما با دقت تا آخرش بخونید خیلی عالیه...

جالبه"جان بلانکارد” از روی نیمکت برخاستلباس ارتشی اش را مرتب...

متنی فوق العاده زیبا:"جان بلانکارد” از روی نیمکت برخاستلباس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط