یادمه بچگی هام می رفتیم سرمزار.....
یادمه بچگی هام می رفتیم سرمزار.....
سعی می کردم پام روی قبرانره....
تارویکیشون می رفتم ***جیگرم اتیش می گرفت **
چشمامومیبستم ***
تودلم براش صلوات می فرستادم ******
چندسال گذشت ***من بزرگتر**مرده ها بیشتر***قدیمی هاپوسیده تر***جدیدی هاباسنگ شکیل تر***نمی دونم ***امروزروی چندتاقبرپام رفت برای چندتایادمه صلوات بفرستم اماراستش امروزیه چیزی روفهمیدم ******
ماکه دلمون نمی اومدرومردهاپابذاریم این روزهاچقدرراحت ترروی زنده هاواحساسشون پامیذاریم *******
کاش همون بچه می موندیم ****
بزرگ شدن آرزوی خوبی نبود*****
سعی می کردم پام روی قبرانره....
تارویکیشون می رفتم ***جیگرم اتیش می گرفت **
چشمامومیبستم ***
تودلم براش صلوات می فرستادم ******
چندسال گذشت ***من بزرگتر**مرده ها بیشتر***قدیمی هاپوسیده تر***جدیدی هاباسنگ شکیل تر***نمی دونم ***امروزروی چندتاقبرپام رفت برای چندتایادمه صلوات بفرستم اماراستش امروزیه چیزی روفهمیدم ******
ماکه دلمون نمی اومدرومردهاپابذاریم این روزهاچقدرراحت ترروی زنده هاواحساسشون پامیذاریم *******
کاش همون بچه می موندیم ****
بزرگ شدن آرزوی خوبی نبود*****
- ۲.۶k
- ۱۰ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط