{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیش آن سلسله مو، مشت ما وا شده بود

پیش آن سلسله مو، مشت ما وا شده بود
وسط این همه کوه، تیشه رسوا شده بود

همه بر ساحل عشق، تشنه میرقصیدند
روح مرموز عطش مثل دریا شده بود

گرچه ای دف زن مست شیشه باده شکست
یک بغل مستی و نور، قسمت ما شده بود

باز غوغا شده بود باز غوغا شده بود
بهترین لحظه عشق با تو پیدا شده بود

دیدم اهریمن شب، در شب کشتن خویش
آنقدر می زده بود، تا اهورا شده بود

رفته بودم به برش، پیرهن پاره کنم
یوسف از فرط جنون، مست لیلا شده بود

چنگ بر خاک زدم، تا به چنگش بکشم
دیدم از روزن خاک، محو بالا شده بود
دیدگاه ها (۳)

تاریخ ایران باستاندکتر حسن پیرنیا

برای توبرای چشمهایتبرای منبرای دردهایمبرای مابرای اینهمه تنه...

اگر با پایین آوردن دیگران خودت را بالا می‌بری،ببین چرا این‌ق...

همین که فکر می‌کنم به زودی می‌میرم، مهم‌ترین ابزاری است که ک...

باز غوغا شده بودباز غوغاشده بودبهترین لحظه عشق، با تو پیدا ش...

#سر_شوریدهدرمان نکند درد مرا باز می  و  مستی  و شراب        ...

یک قدح تا صبح باقی مانده استمست ها رفتند و ساقی مانده استیک ...

#آغوش_حواسدرمان نشود درد مرا با می  و  مستی  و شراب         ...

بوی شراب می دهد میکده یِ شراب تو،مستیِ ناب می دهد باده یِ جا...

خودم عاشق این شعرمبخواب ای نازنینم مهربانم دلنشینم منم من...

...سلسله موی‌تو کرده‌مرا مست مستآن‌خم‌ابروی توکرد چنین می پر...

***((بسم الله الذی لا اله الا هو))***درویش نیم،شیعه ی الله پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط