{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیایمرگ

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
#مافیای_مرگ

Port:¹²

جونگکوک بود

جواب دادم

_ات با دوستم شب میایم خونه برو تو اتاق بمون و نیا بیرون

+هوم باشه

باید انتقام دیشبو ازش بگیرم بچرخ تا بچرخیم جناب جعون

خونه رو گردگیری کردم و نشستم روی مبل و قهوه خوردم

.......................................

نزدیکای شب بود الاناس که بیان رفتم تو اتاق و یه اورال بلند پوشیدم و موهامو باز گذاشتم

و میکاپ ریزی انجام دادم که صدای در اومد رفتم بیرون و از پله ها رفتم پایین پسری همراه جونگکوک بود

+عزیزم اومدی

جونگکوک برگشت سمتم با دیدن وضعیتم اخماش رفت تو هم

_تو اینجا چکار میکنی برو اتاقت

+عه عزیزم زشته مهمون اومده باید پذیرایی کنیم

رفتم پیش دوست جونگکوک

+سلام خوش اومدید

میتونستم اتیش خشم جونگکوک رو حس کنم

@سلام ممنون خانوم از دیدنتون خوشحالم اسم من تهیونگه

+خوشبختم

@جونگکوک نمیخوای معرفی کنی

_ات همسرمه

@خوشبختم

میتونستم نگاها های تهیونگ رو روی خودم حس کنم اما اهمیت ندادم فقط هدفم این بود که جونگکوک رو عصبی کنم اما میدونستم عواقب خوبی نداره

مشغول درست کردن قهوه بودم که جونگکوک وارد اشپز خونه شد

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
دیدگاه ها (۱)

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•#مافیای_مرگ Port¹³وار...

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•#مافیای_مرگ Port:¹⁴یکی...

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•#مافیای_مرگ Port:¹¹اما...

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•#مافیای_مرگ Port:¹⁰_ات...

چندپارتی☆p.4جونگکوک سمت ات رفت و اروم روی صندلی نشست _ات جون...

مافیا. Part:5

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁵⁹چند روزی گذشته بود.... همه درگیر پیدا کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط