{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۱۶

پارت ۱۱۶


* همینطور تو اتاقش داشتم قدم میزدم که نگاهم افتاد به یه قفس *

رزت : این چیه؟

کیان : نمیبینی پرنده اس

رزت : خو پرنده اش کجاس

کیان : بالا

رزت : ها؟

کیان : بالا سرتو نگاه کن

* بالا سرمو که نگاه کردم دیدم یه پرنده ی آبی روی چراغ نشسته *

رزت : وای .... چرا رفته اونجا؟

کیان : من نمیدونم کاری به کارش ندارم

رزت : هوممم چرا یه روباه باید یه پرنده داشته باشه ؟

کیان : هم بهم گفت روباه..... هوف اینو یه نفر بهم هدیه داد

رزت : هدیه؟

کیان : آره

رزت :خیلی خوشگله ولی

کیان : دستتو دراز کن

رزت : چرا؟

کیان : میبینی

* دستمو دراز کردم اون پرنده اومد روش نشست *

رزت : وای خیلی راحت میشه گرفتش

کیان : آره ولی اولین باره میبینم اینقدر زود اومد پایین معمولا یه ۲ دقیقه طول میکشه

رزت : حتی برای تو؟

کیان : نه برای من نه من صاحبشم

رزت : راست میگی

* اومد نزدیکمو انگشتشو گرفت سمت همون پرنده و پرنده رفت روش نشست *

رزت : اسمشو چی گذاشتی؟

کیان : آبی

رزت : ها؟

کیان : اسمش آبیه

رزت : چرا آبی؟

کیان : چون رنگش آبیه

رزت : یعنی انتخاب اسم عالی

کیان : چشه خب بهش میاد

رزت : آره بهش میاد ولی یه اسم دیگه بذار براش

کیان : نمیشه

رزت : چرا؟

کیان : دیگه خودش فکر میکنه اسمش آبیه اگه اسم دیگه براش بذارم نمیفهمه

رزت : آها
دیدگاه ها (۵)

part 37نامجون آروم بهش کمک کرد دراز بکشه و پتو رو روش مرتب ک...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.31(روایت از زبان ا.ت)چن...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت پنجم | راز حیواناتا....

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

پارت ۱۸

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼Season:¹part:².....

P29دامیان انیا رو پرنسسی بقل کرد و برد تو اتاق گذاشت رو تخت ...

#Thelast_Two#Hyunlixxولی یهو یه زن که بهش می‌خورد امگا باشه ...

شاهزاده دوست داشتنی من

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط