{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۱۴

پارت ۱۱۴


پرش زمانی فردا ///

*ظهر بود و کیان مثل همیشه پیشم بود *

رزت : کیان

کیان : هوم؟

رزت : میگم عمارت تو چجوریه؟ تاحالا ندیدمش

کیان : یه روزی نشونت میدم

رزت : یه روزی؟

کیان : از اینجا خیلی بزرگ تره

رزت : اینو که خودم میدونم

کیان : الان میخوای ببینی؟

رزت : اوهوم

کیان : الان پدرم تو عمارت نیست پس خوبه ....

* یهو یه پرتال باز شد *

رزت : تو میتونی پرتال درست کنی؟

کیان : اره بیا

* وقتی وارد پرتال شدم وارد یه عمارت شدم*

رزت : اینجا خیلی بزرگههه

کیان: جای تعجب داره؟

رزت : نه

کیان : بیا دنبالم

رزت : باشه

* وارد باغ پشتیشون شدیم *

رزت : عاااا اینجا خیلی بزرگ تره چجوری گم نمیشی؟

کیان : من از بچگی اینجا بزرگ شدم پس اینجارو بلدم

رزت : عااااا....

کیان : بیا برمی قدم بزنیم بعد بریم داخل و نشونت بدم

رزت : باشه

* داشتیم قدم میزدیم که حس کردم یه نفر پامو چنگ زد *

رزت : آخ

کیان : چیشد ؟

* پایینو نگاه کردم یه موجود عجیب دیدم *

رزت : این چیه؟

کیان : اینجا کلی از این موجودات هست

رزت : شبیه گربه است

کیان : اوهوم

* بلندش کردم *

رزت : خیلی گوگلیههههه

کیان : آره....

رزت : چیشد روباه جون؟

کیان : روباه جون؟

رزت : آره چون میتونی تبدیل به روباه بشی نکنه حسودی کردی اینو میبرم برای خودم

کیان : هه هه بامزه

رزت : ((خنده)) قیافت خیلی دیدنیه

کیان : تچ پرو

* اون موجودو گذاشتم زمینو سرشو نوازش کردم *

کیان : تموم شد یا نه هنوز میخوای نازش کنی

رزت : ها ؟ ولی خب خیلی نرمو و گوگولیه نه روباه جون؟

کیان : اینجوری صدام نکن جون بابات

رزت : چرا لقب خوبیه که

کیان : تچ بیا بریم داخل

رزت : باشه

* رفتیم داخل *
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۱۳* توی اتاقم بودم و کیان رو مبل داشت کتاب میخوند * کی...

پارت ۱۱۲کیان : بیا یه چیز ساده بگیر رزت : اینقدر خسیس بازی د...

پارت ۲۵ از دید رزت *** سرخ شدم*رزت : اوهوم کیان : پس اگه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط