{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر است دیگر.....

پدر است دیگر.....
لرزش دستش چیزی از چای داخل استکان باقی نمیگزارد...
اما به تو میگوید : به من تکیه کن....
وآن زمان تو احساس میکنی یه کوه پشت سرت است...
سلامتی همه ی باباهای دنیا به خصوصو بابای خودم!!!
دیدگاه ها (۳)

یه بار رفتم باغ وحش تا خواستم دم طوطی رو بکشم یهو صدایه واق ...

"عشق واقعی" این نیست که بگی:می میرم و نمیذارم ازم جدا شی"عشق...

به جون خودم می خوام عکسارو پاک کنم ولی نمیشه

بعضیا یه جوری از جمعه و بعد از ظهرش اه و ناله میکنند، انگار ...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part63نیما با ی اخم غلیظی به سمتش رفت که گفتم...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۷✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

وقتی درسش بد بود و..

P⁴

پارت نوزدهمصبح زود بود. رزا توی آشپزخونه چای می‌ریخت که ته‌س...

پارت ۱۴: فرار به سویِ روشناییا.ت با نگاه به کدهایی که روی ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط