{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و خاطرات ...

و خاطرات ...
نه مجالِ گریز می‌دهند
نه رخصتِ خلوتی
خاطرات روحِ تو را می‌درند
در رخوتِ سردِ روز هایت
چنان بارانی ات می‌کنند
که برگ ریزان سهم تو می‌شود
خاطرات از تو و لحظه‌هایت عبور می‌کنند
می‌دوی
و می‌دوند
و نمی‌دانی کدام‌یک زنده تر است...
دیدگاه ها (۱)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱✨______________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒____...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 2️⃣0️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣنه شب، برای اولین‌با...

dark life = 27

مافیای من — قسمت ۱۷مردی که نباید برگشته باشدراهرو برای چند ث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط