{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرشته نجات پارت

فرشته نجات (پارت۱۱)
مجبورم برم اونجا تا رضایتشو بگیرم برگه رضایت گذاشتم تو کیفم و رفتم سمت عمارتش بادیگارد دوباره گفت یونگی آمریکا هست
* من خودم امروز ایشون رو دیدم بهشون بگین کار خیلی مهمی باهاشون دارم
بادیگارد به یونگی گفت یونگی هم گفت برم اتاق کارش رفتم اونجا گفت
& چیکار داری
* امدم رضایتتو بگیرم
& رضایت برای چی
* صقد بچه تو شکمم
& چی چه بچه ای داری شوخی میکنی
* نه جدی ام
رضایت نامه رو گذاشتم جلوش
* امضاش کن
& نه
* چرا امضاش نمیکنی
& میخوام این بچه رو نگه دارم
* ولی من نمیخوام نگهش دارم باشه اصلا امضاش نکن خودم یه جوری صقدش میکنم
میخواستم برم که پاشد و دستاشو کوبید رو میز
& تو هیچ جا نمیری
* چرا میرم
آمد جلوم واستاد حلش دادم اونور و دویدم بیرون توی حیاط عمارت بادیگارد ها جلوی در  واستاده بودن گفتم برین کنار گفتن رئیس دستور دادن نزاریم خارج بشین یونگی هم امد توی حیاط
& چرا میدوی یه وقت بلایی سر بچه میاری
* بهشون بگو برن کنار میخوام برم
& نمیشه تو حق نداری جایی بری
دستمو گرفت و منو کشون کشون برد توی اتاقش
* فکر کردی اگه منو اینجا زندانی کنی نمیتونم بچه رو صقد کنم
& جرعتشو نداری
* چرا دارم

شرط ها
۱۰ لایک
۱۰ کامنت
دیدگاه ها (۲۸)

فرشته نجات (پارت۱۲)& میخوای اون روی منو ببینی * هه فک کردی ا...

فرشته نجات (پارت۱۳)پیاده شدیم رفتیم داخل کانگ منتظرم بود شوگ...

فرشته نجات (پارت ۱۰)تصمیم گرفتم دیگه دنبال یونگی نباشم چون خ...

فرشته نجات (پارت۹)از حمام آمدیم بیرون و روی تخت دراز کشیدیم ...

part:15name:عشق و جداییویو بورا-یک هفته بهت فرصت می دم...برا...

Rz prpr ⁵ویو کوک صبح با صدای در از خواب بیدار شدم خدایا کدوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط