ای که بی تو خودمو تک و تنها می بینم
ای که بی تو خودمو تک و تنها می بینم
هرجا که پا میزارم تورو اونجا می بینم
تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد
گونه های خیسمو دستای تو پاک می کرد
حالا اون دستا کجاست؟اون دوتا دستای خوب
چرا بی صدا شده لب قصه های خوب؟
من که باور ندارم اون همه خاطره مرد
عاشق اسمونا لب یک پنجره مرد
اسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده
انگار ازاون بالاها گریه هامو ندیده
یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود
غصه ی غربت تو قد صدتا قصه بود
یاد تو هرجا که هستم با منه
داره عمر منو اتیش میزنه
هرجا که پا میزارم تورو اونجا می بینم
تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد
گونه های خیسمو دستای تو پاک می کرد
حالا اون دستا کجاست؟اون دوتا دستای خوب
چرا بی صدا شده لب قصه های خوب؟
من که باور ندارم اون همه خاطره مرد
عاشق اسمونا لب یک پنجره مرد
اسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده
انگار ازاون بالاها گریه هامو ندیده
یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود
غصه ی غربت تو قد صدتا قصه بود
یاد تو هرجا که هستم با منه
داره عمر منو اتیش میزنه
- ۴.۲k
- ۰۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط