{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای که بی تو خودمو تک و تنها می بینم

ای که بی تو خودمو تک و تنها می بینم

هرجا که پا میزارم تورو اونجا می بینم

تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد

گونه های خیسمو دستای تو پاک می کرد

حالا اون دستا کجاست؟اون دوتا دستای خوب

چرا بی صدا شده لب قصه های خوب؟

من که باور ندارم اون همه خاطره مرد

عاشق اسمونا لب یک پنجره مرد

اسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده

انگار ازاون بالاها گریه هامو ندیده

یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود

غصه ی غربت تو قد صدتا قصه بود

یاد تو هرجا که هستم با منه

داره عمر منو اتیش میزنه
دیدگاه ها (۱)

قصه گو قصه نگوقصه گو قصه نگوواسه خوابوندن منسعی بیهوده نکنوا...

سناریو تهیونگ

کپشنننن مهمهههه گودی گودی🎀🤣عروسک من😈🔞پارت بیست و هشتویکتور ب...

(Verse 1)I am the sun, burning in endless daysمن خورشیدم، پر...

### پارت ۲: تاوانِ یک نگاهصدایِ خیسِ بارون بیرون از انبار، ت...

پارت ۴۸

عشقی حقیقی

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p65نینا چشم‌هاش رو ریز کرد.«یعنی نگران من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط