{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گه میدونستی قطره بارون وقت دور شدن از ابرا چه حسی داشت...

گه میدونستی قطره بارون وقت دور شدن از ابرا چه حسی داشت...
اگه میدونستی یه بندر وقت رفتتن کشتی ها چه تنها میشه...
اگه میدونستی درخت کاج وقت پر کشیدن پرنده ها چه غمگین میشه...
اگه میدونستی رفتنت چه آتیشی به جونم کشید...
اون وقت انقدر راحت نمیگفتی : خداحافظ...!
دیدگاه ها (۱)

ایـــن روزها سکـــ✖ـــوت مے کنم...کنــــــ✖ــــار مے نشینم.....

امروز با واژه هایی مینویسمکه هر جایش بوی باران میدهدامروز دس...

این که باید فراموشت می کردم را هم فراموش کردم !تو تکراری تری...

گاهی فکر می کنماز بس بی تو با تو زندگی کرده اماز بس تو را تن...

پارت ۵۴:خاکسپاری رنگین کمان(Rose)چند روز گذشته بود و حالا وق...

You are paying back karma پارت¹⁶⁰⁹:⁰⁸ بامداد، سئول گانگنام. ...

آتیشی که از بارون شروع شدprt16ویوی ا. تمچ دستم هنوز توی دست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط