{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P2

P2
روی تختم از خواب بیدار شدم نمیتونستم از فکر متیو بیرون بیام . نشستم و به اینه قدی بغلم نگاه کردم . از روی تخت بیدار شدمو روتین هر روز . ...
بعد از بستن کرواتم رژمو برداشتم . کل هم اتاقیام رفته بودن . ولی من این ساعت کلاس نداشتم . در اتاق باز شد ، برام عجیب بود چون کلاسشون تا حالا نباید تموم می‌شد .
متیو رو دیدم که وارد اتاق شد . جدی پرسیدم .
ا.ت : چرا اومدی اینجا
متیو : تا دو روز پیش اجازه داشتم
ا.ت : الان نداری
متیو : اوهههه بدجنس نباش دارلینگ
و به سمتم اومد یه قدم جلو تو و یکی دیگه تا بهم چسبید .
ا.ت : متیو
دستشو روی گردنم گذاشت بالابرد تا به گوشم رسید . موهامو پشت گوشم داد و دستشو دور حلقه کرد .
ا.ت : متیو همه چیز تموم شده نکن
متیو : میدونم چرا داری اینکارو میکنی
ا.ت : واوو چرا
متیو : خودم پدرمو راضی میکنم
نفسم تو سینم حبس شد اون از کجا فهمیده بود
متیو : اوههه دارلینگ من تو و اونو خوب میشناسم با چی تهدیدت کرد ؟! جون برادر کوچولوت ؟، خونوادت ؟، یا جون خودت ؟
با صدای لرزونی جوابشو دادم
ا.ت : هیچ عکدوم
متیو : چی ؟!
ا.ت : اون گفت تورو میکشه
هر دومون ساکت شدیم . میخواستم ذهنشو بخونم . اونم همین طور ولی هیچ کدوممون موفق نشدیم . هر دومون منتظر جواب اون یکی بودیم .
متیو : ام من
ا.ت : من نمی‌خواهم تردت کنم
متیو : فک کردی من میخواهم ؟ اصلا برام مهم نیست من و تو تا آخرش .
موهامو پشت گوشم داد و با دستش دیگش پهلومو نوازش کرد .
ا.ت : متیو من نمیتونم
متیو : چرا تو تو تو بهترینی
ا.ت : نه متیو اون برات یه دختر اصیل زادهدستشو روی لبم گذاشت و به سمت تخت بردم . روی تخت
متیو : چجوری ولت کنم وقتی مال منی .
ا.ت : الان میخوای به خاطر اشتباه سال پیشم بزنی تو سرم
دستش دور کمرم محکم شد
متیو : تو اشتباه نکردی ا.ت تو دختر بودتو به من دادیو این یعنی من مال تو و تو مال منی و هیچ چیزی مثل پدرم ، جادو ، دورگه بودن یا اصیل بودن ، و البته یه دختر دیگه نمیتونه بین ما فاصله بندازه خب ؟
سرمو تکون دادم خمم کرد و باهم دراز کشیدیم
متیو : کلاست یه ربع دیگه شروع میشه
ا.ت : خب چیکار کنیم
متیو : امم نمیدونم کاری که تو بگی
سرمو به سمت گردنش بردم و گازی گرفتم و بوسه های روش گذاشتم
متیو : انگار این چند روزی که ازم دور بودی حسابی دلت برام تنگ شده مگه نه
سرمو تکون دادم که موهامو پشت گوشم داد و لبخندی زد و لباشو سمت لب هام و آورد و گاز های اون شروع شد
دستش به سمت لباسم برد و آورم دکمشو باز کرد و دستشو روی سینم کشید و فشار محکمی داد . ناله ای از دهنم بیرون اومد . به پهلو خوابوندم و ...

The end
دیدگاه ها (۰)

P8یه دامن پوشیدم جلوش یکیمی باز بود ولی تو کمدم بود چقدر لبا...

ریکشن پسرای اسلیترین وقتی که...

ریکشن پسرای اسلیترین وقتی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط